تبلیغات
مدیریت آموزشی - تـــــعریف مدیــــــــــــریت
مدیریت آموزشی

تـــــعریف مدیــــــــــــریت

سه شنبه 4 اسفند 1388

تعاریف مدیریت غالباً اصالت را یا به فرد و گروه اجتماعی و یا به سازمان می دهند. برای مثال: " فالت " (Follett) مدیریت را " هنر انجام دادن كار به وسیله دیگران " می داند. این تعریف نه تنها با آموزشهای نظریة نئوكلاسیك همخوانی ندارد، بلكه می تواند برای توجیه یك نظام استثماری مورد استفاده قرار گیرد. در واقع این ذهنیت فلسفی و یا دیدگاه خاص گوینده است كه تعریف او را با سوگیری مواجه می سازد. اصالت هم با فرد و هم با سازمان است ولی با توجه به نوع و ماهیت سازمان، تنها میزان اهمیت هر یك از‌ آن دو فرق خواهد كرد. با در نظر گرفتن مطلب فوق، تعریفی از مدیریت در زیر ارائه می شود: " مدیریت عبارت از توانایی پرورش و هماهنگ سازی فرآیند های خود رهبری اعضای سازمان در ارتباط و همسو با اهداف سازمان است. " این تعریف بر چند پیش فرض زیر استوار است:

ـ كاركنان قابلیت رشد شخصی و حرفه ای و نیز توانایی اداره كردن خویش را دارند.
ـ كارآیی و اثر بخشی سازمان در گرو رشد و در نتیجه تلاش بیشتر كاركنان است.
ـ سازمان و اهداف آن راهنمای عمل مدیریت و كاركنان است.
ـ نقش مدیر یك نقش حرفه ای است و نه صرفاً تجربه اندوزی در حین عمل.
ـ مدیریت به عنوان یك فرآیند مشاركتی در نظر گرفته شده است. فرآیندی كه نقش مدیر در آن كمرنگ است و بیشتر نقش یك پشتیبان، تسهیل گر و هماهنگ كننده را دارد.

در سالهای بین 1910 تا 1930 مدیریت آموزشی را به عنوان هدایت امور و بازرسی آنها می دانستند. در این دوران معلمان بدون گذراندن دوره خاصی وارد این حرفه می شدند و وظیفة مدیر، نظارت بر كارهای معلمان، از نزدیك بود. در سال های بین 1930 تا 1940 به مدیریت و رهبری مبتنی بر آزادمنشی توجه شد و منظور از آن ترغیب معلمان به انجام دادن چیزی بود كه مدیر مد نظر داشت. در سالهای بین 1940 تا 1950 مدیریت آموزشی را امر و كوششی تعاونی می دانستند. به نظر آنان تمام افراد شاغل در یك مدرسه در حال رهبری و هدایت یكدیگرند. در نتیجه به جای كلمة « بازرسی » عباراتی از قبیل: « كمك متقابل »،‌ « مشورت كردن با هم »، « طرح ریزی به كمك هم » یا حتی « گفتگو كردن با یكدیگر در باب بهتركردن وضع « تعلیم و تعلم » را به كار می بردند. طبق این مفهوم، وظیفه مدیر یا رهبر آموزشی عبارت از فراهم ساختن تسهیلاتی است كه افراد بتوانند با هم به مشورت بپردازند و از تجارب یكدیگر بهره برند.

برخی، وظایف مدیران مدارس را در هفت زمینة اصلی برشمرده اند:
پرسنل آموزشی، پرسنل دانش آموزی، رهبریت مدرسه و محله، توسعه تدریس و مواد درسی، مدیریت امور مالی ـ اداری، ساختمان مدرسه و وظایف عمومی.

و بعضی دیگر وظایف مدیران مؤسسات آموزشی و مدارس را در شش گروه به شرح زیر طبقه بندی نموده اند:
برنامة آموزشی و تدریس، امور دانش آموزی، امور كاركنان آموزشی، روابط مدرسه ـ اجتماع، تسهیلات و تجهیزات آموزشی و امور اداری و مالی.

وظایف مدــــــیر در امــــــور دانش آمــــــوزان
وظایف و خدمات اداری و سرپرستی دانش آموزان عبارتند از:
۱- پذیرش، ثبت نام، گروه بندی آنان و نگهداری آمارهای حضور و غیاب، سوابق و اطلاعات شخصی و تحصیلی دانش آموزان.
۲- شناسایی تواناییها، علایق و نیازهای دانش آموزان و پرورش آنها.
امروز علاوه بر نیازهای آموزشی ـ تحصیلی دانش آموزان، به تأمین نیازهای بهداشتی ـ روانی، زیستی ـ فیزیولوژیك و رشد شخصیتی آن ها توجه بیشتری مبذول می شود. برای مثال: بهره گیری از مشاركت دانش آموزی (Student government ) كه امروزه به عنوان یكی از ویژگیهای مدارس اثر بخش مطرح است. مدیر و كاركنان در یك مدرسه اثر بخش می دانند كه هدف اصلی مدرسه ایجاد یك برنامة آموزشی است كه بتواند منافع و نیازهای اجتماعی،‌ فردی و آموزشی دانش آموزان را بر طرف سازد.

وظایف مدیـــــــر در امــــور کارکنــــــان
همانطور كه در مدیریت نیروی انسانی مطرح می شود، هر عضو سازمان به دلیل نقشی كه در آن ایفا می كند از جایگاهی خاص برخوردار است و مدیر به عنوان كارگردانی محسوب می شود كه علی رغم این كه ممكن است در تمام زمینه ها تخصص نداشته باشد، اما باید توانایی و مهارت هماهنگ سازی فعالیت های تمام اعضا در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده را دارا باشد. بنابراین توفیق عملكردهای مدیریتی در گرو همدلی و همكاری تمام اعضای سازمان است و از این رو رفتار مدیر در بهادادن به نقش هر یك از اعضاء از طریق توجه به نیازهای شخصیتی،‌ امنیتی و اجتماعی و دفاع از حقوق آن ها حائز اهمیت فراوان است.

مدیر مدرسه باید كادر اداری و آموزشی مناسب و هماهنگی را برای مدرسه تدارك ببیند. در این مورد،‌ انتخاب معلمانی متناسب با زمینة اجتماعی ـ فرهنگی منطقه و نیز انتخاب معاونانی برخوردار از برخی ویژگی ها و مهارت های مدیریتی، ضروری است و بر مبنای انتظارات بیان شده، از عملكرد كاركنان ارزشیابی به عمل آورد و هر گونه پاداش دهی و تشویق را بر نتایج ارزشیابی مبتنی سازد. قضاوت درباره ‌نحوه كار معلم از طریق نمرات دانش آموزان در آزمون های پیشرفت تحصیلی، مبنای كافی و عینی را شامل نمی باشد. در چنان رویه ای تأكید همواره روی حقایق آموخته شده می باشد و دیگر موارد مربوط به آموزش و پرورش كه ممكن است مهمتر و اساسی تر از آموزش آن حقایق باشد از نظر مخفی می ماند. مثلاً مهارت و كاردانی، كه معلم در هدایت و پرورش عاطفی و اجتماعی دانش آموزان به كار می برد، مورد توجه قرار نمی گیرد. ارزشیابی از كار اعضای آموزشی باید به گونه ای باشد كه معلمان صادق و خدمتگذار از معلمان كم تحرك تشخیص داده شوند. گاهی اوقات لازم است به موضوعاتی فراتر از انجام وظیفة روزمره اندیشید. اگر چه معلمان معمولاً با دعوت مدیران در جلسات شركت می كنند، ولی آمادگی قبلی و اظهار علاقه به مسائل شورا و شركت فعال و مسؤولانه در جلسات ارزش بیشتری از فقط شركت كردن دارد.

یكی از وظایف عمدة مدیر نسبت به كاركنان، تشویق آنان برای مشاركت در تصمیم گیریهاست. به ویژه تصمیماتی كه به سرنوشت كاری آنان مربوط می شود. اهمیت دادن به شورا در مدرسه، در مفهوم واقعی یعنی نظر خواهی از جمع، قدرت تصمیم گیری دادن به جمع و مبنا قراردادن نظرات جمع در تصمیمات. پس از اخذ تصمیم، اجرای آن نیازمند قدرت رهبری است؛ از ایجاست كه موضوع وحدت مدیریت و رهبری به میان می آید. فرض بر آن است كه رهبر اثر بخش، انجام وظایف را تضمین می كند و در همان حال، همكاران را كمك می كند تا احساس كنند كه نیازهای اجتماعی شان تأمین می شود. امروزه دیدگاه های مختلفی دربارة اهمیت نقش رهبری در مدیریت وجود دارد كه یكی از این دیدگاه ها مدیر را در نقش « Super Leader » معرفی می كند. « مدیر در نقش ابر رهبری تلاش می كند تا دامنة مشاركت همكارانش را تا آن حد گسترش دهد كه هر همكار بتواند به شكل خودرهبر (Self Directed) درآید. این الگوی رهبری بر این فرض استوار است كه چنانچه كاركنان به این مرحله برسند، خود و سازمان حداكثر بهره گیری را از توانایی ها و ظرفیت های آنان به دست می آورند ».

مدیریت موفق مستلزم برخورداری از توان رهبری و یا قدرت نفوذ در دیگران است. با استفاده از « قدرت مقام » كه ناشی از حكم مدیریت است،‌ مدیر قادر می گردد تا خواسته هایش را به سرعت برآورده سازد و تا هنگامی كه قدرت تنبیه و پاداش دهی دارد، این قدرت كارآیی خواهد داشت. به عبارت دیگر، با دور شدن مدیر از محیط كار،‌ كارها روال عادی خود را می یابند. اما در استفاده از « قدرت شخصی » یا قدرت نفوذ، كاركنان نه از روی ترس و اجبار، بلكه به طور داوطلبانه و از روی میل، شخصیت و نظرات مدیر را می پذیرند و خود را نسبت به خواسته های او متعهد احساس می كنند. پاسخ به پرسش های زیر كه به تعریف عملیاتی « قدرت مقام » و « قدرت شخصی » می پردازند، می تواند مدیران را نسبت به توان رهبری خود آگاه سازد:

 قـــــدرت شخصـــــی

- آیا خواسته هایتان را با تكیه بر دور اندیشی و استدلال اعمال میكنید؟
-
آیا از آستانة تحمل بالایی برخوردارید؟
-
آیا خواسته هایتان را به صورت دوستانه بیان می كنید؟
-
آیا در تصمیمات شورای مدرسه، فقط یك رأی را برای خود قائلید؟
-
آیا با انجام ارزشیابی بر اساس عملكرد، همكاران را به كار تشویق می كنید؟
-
آیا به آزادی اندیشه به عنوان یك اصل در بروز خلاقیت در افراد باور دارید؟
-
آیا قبل از اجرای تصمیمتان آن را در شورا مطرح می سازید؟


قدرت مقـــــــام
-
آیا خواسته هایتان را با تكیه بر حكم مدیــریت اعمال می كنید؟
-
آیا اغلب، همكاران را تهدید به توبیخ كتبـــی می نمایید؟
-
آیا خواسته هایتان را به صورت آمرانه بیان می كنید؟
-
آیا در تصمیمات شورای مدرسه، « حق وتو » را برای خود حفظ می كنید؟
-
آیا همكاران را با تهدید به كاهش امتیاز ارزشیابی به كار تشویق می كنید؟
-
آیا همواره علاقه مندید كه همكاران اندیشه های متعارف را مطرح سازند؟
-
آیا همواره تلاش می كنید آنچه را كه درست می دانید به همكاران بقبولانید؟

وظایف مدیـــــر در زمینه بــــرنامه آموزشــــی و تدریس
بخش مهمی از اثر بخشی مدیریت آموزشگاهی به روند درست فعالیت های آموزشی در مدرسه مربوط می شود. یعنی به منظور تحقق اهداف آ‚وزشی، هر یك از ندست اندركان مدرسه سهمی از این فعالت ها را بر عهده دارند و تسهیل جریان یاددهی ـ یادگری و نظارت بر حسن اجرای امور آموزشی بر دوش مدیر خواهد بود. الته همانگونه كه قبلاً توفیق عملكردهای مدیریتی را در قالب یك فرآنید مشاركتی ذكر كردیم،‌موفقیت نظارت آموزشی نیز در مشاركت و درونی بودن آن است. زیرا بر خلاف گذشته مدرسه به عنوان" نظام آرایة آموزش " ‌تلقی می شد، هم اینك مدارس بع نوان اجتماعات یادگیری( Learning Communties) محسوب می شوند. اجتماع به وسیله كانونهایی شناخته می شود كه این كانونها گنجینه ای از ارزشها، ‌احساسات و اعتقادات هستند و زمینة مشترك لازم ار برای پیوستن افراد به یك هدف مشترك فراهم میكنند. در مجموع این كانونها توضیح میدهند آنچه را كه برای مدرسه ارزشمند است و یك سری از هنجارهایی را فراهم می سازند كه رفتار را هدایت میكند و به زندگی اجتماع مدرسه معنی میدهد.

در مدارس، هنجارهای اجتماع‌ با هنجارهایی كه تدریس را به عنوان یك حرفه تخصصی توسف میكنند در آمیختهه شده اند و این دو سری هنجارها مبنایی را برای آنچه كه باید انجام شود و چگونه انجام شود، فراهم میكنند. در این معنی، تدریس از یك عمل فردی به یك اقدام جمعی( Colective Practice) تبدیل میشود. در اقدام جمعی، معلمان نه تنها با مهارت تدریس میكنند، بلكه در صورت نیاز درخواست كمك میكنند. بصیرت و دانش خود از تدریس را با یكدیگر در میان می گذارند، موفقیت مدرسه را بر موفقیت كلاس درس ترجیح می دهند. در اقدام جمعی، همكارهای توأم با برابری، ‌به عنوان یك نماد قداست حرفه یا مطرح می گردد. اگر قرار باشد كه تدریس، یك امر جمعی تلقی شود بایستی« اقتدار حرفه ای » و « اقتدار اخلاقی »، نیروی محركه عملیات تعلیماتی را تشكیل دهد. در آن صورت است كه راهنمایی تعلیماتی از درون دست اندركاران تعلیم و تربیت به خصوص معلمان و مدیران نشأت خواهد گرفت و راهنمایی تعللمیاتی آن چنان كه امروزه شناخته شده است، از بیرون بر آنان تحمیل نخواهد شد. تلقی برخی از مدیران از وظایف مدیرت آموزشگاهی، عبارت از وظایف مدیرت به طور عام برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی،‌ رهبری و كنترل ‌است و از این جهت در درك برخی از این نوع وظایف دچار سو‍‍‍‍ء تعبیر هستند. مثلاً حیطة كنترل را به جنبه های غیر آموزشی محیط كار نیز ربط می دهند كه چه بسا این تلقی مشكل آفرین باشد.

وظایف مدیــــران در امــــور اداری و مالــــــی
آماده كردن بودجه مدرسه، ایجاد یك سیستم حسابرسی داخلی، نظارت بر خریدهای مدرسه، حسابرســـی پولهـای مدرسه، حسابرسی متعلقات مدرسه و نظارت بر انجام بی دردســر كارهای اداری.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها